چرا حرف حق رو بلند میگی...
شغل من مردم آزاريست
نيمه شب ها مردم را از خواب بيدار ميکنم
مردم نيستند انگار
آنها که مرا با سنگ بي مهري ميزنند
بعضي ها فقط ميخندند
به سادگي صدايم
که در پي کسي هستم
بعضي نفرينم ميکنند
روزها نيز آسايش ندارند
من وقف بيداري کرده ام ثانيه هايم را
باز هم صدايي مي آيد:
ابري نيست
بادي نيست